تا به حال برایتان پیش آمده که بخواهید یک جمله ساده را در انگلیسی سوالی کنید و ندانید باید از Do استفاده کنید یا Are؟ یا اینکه بخواهید بگویید “من این فیلم را دیدهام” و ندانید I saw درست است یا I have seen؟ این سردرگمیها، که دغدغه اصلی بسیاری از زبانآموزان سطح متوسط است، همگی به یک نقطه ختم میشوند: افعال کمکی.
افعال کمکی (Auxiliary Verbs) شاید به تنهایی کلمات کوچکی به نظر برسند، اما در واقع، آنها «قلب تپنده» و «موتور محرک» گرامر زبان انگلیسی هستند. بدون آنها، ساختار جملات ما از هم میپاشد. آنها نه تنها به ما در ساخت زمانهای مختلف کمک میکنند، بلکه ابزار اصلی ما برای منفی کردن، سوالی کردن و بیان مفاهیمی چون توانایی، اجبار یا احتمال هستند.
اگر احساس میکنید در استفاده از be، do، have و کلماتی مانند can یا should مشکل دارید، این مقاله برای شما نوشته شده است. ما قصد داریم یک بار برای همیشه، این افعال حیاتی را به زبانی ساده و با مثالهای کاربردی، کالبدشکافی کنیم تا با اطمینان کامل، جملات دقیق و حرفهای بسازید.
فعل کمکی (Auxiliary Verb) چیست و چرا یادگیری آن ضروری است؟
قبل از هر چیز، بیایید با خود این «کمکیها» آشنا شویم.
تعریف ساده فعل کمکی (Helping Verb) به زبان ساده
همانطور که از اسمشان پیداست، افعال کمکی (که به آنها Helping Verbs یا افعال کمککننده هم میگویند) فعلی هستند که به «فعل اصلی» (Main Verb) در جمله کمک میکنند.
کار آنها چیست؟ آنها به فعل اصلی کمک میکنند تا اطلاعات بیشتری را منتقل کند؛ اطلاعاتی مانند:
- زمان دقیق (Tense): مثلاً اینکه کاری در گذشته کامل انجام شده یا در حال انجام است.
- حالت (Mood): اینکه جمله بیانگر توانایی، اجبار یا احتمال است.
- وجه (Voice): اینکه جمله معلوم است یا مجهول.
افعال کمکی به خودی خود معمولاً معنای کاملی ندارند. برای مثال، اگر بگویید «…I am»، جمله ناقص است. اما اگر بگویید «I am reading»، فعل کمکی am به فعل اصلی reading کمک کرده تا زمان «حال استمراری» را بسازد.
تفاوت کلیدی فعل کمکی با فعل اصلی (Main Verb) در جمله (همراه با مثال)
این یکی از مهمترین و گیجکنندهترین بخشها برای زبانآموزان است.
- فعل اصلی (Main Verb): فعلی است که معنای اصلی و عملِ جمله را به دوش میکشد. (مثل: خوردن، خوابیدن، نوشتن، دوست داشتن).
- فعل کمکی (Auxiliary Verb): فعلی است که به فعل اصلی کمک میکند و اطلاعات گرامری به آن اضافه میکند.
چالش اصلی اینجاست که سه فعل Be، Do و Have میتوانند در جملات مختلف، هم نقش فعل اصلی و هم نقش فعل کمکی را بازی کنند.
بیایید با مثال این تفاوت را شفاف کنیم:
۱. فعل BE (am, is, are, was, were)
- BE به عنوان فعل اصلی: (معنی «بودن» یا «هستن» میدهد و حالتی را توصیف میکند).
- مثال: .She is a doctor (او یک دکتر است.)
- مثال: .They were happy (آنها خوشحال بودند.)
- BE به عنوان فعل کمکی: (برای ساخت زمان استمراری یا مجهول میآید).
- مثال: .She is working (او در حال کار کردن است.)
- مثال: .The door was opened (در باز شد.)
۲. فعل HAVE (have, has, had)
- HAVE به عنوان فعل اصلی: (معنی «داشتن» یا «خوردن» میدهد).
- مثال: .I have a new car (من یک ماشین جدید دارم.)
- مثال: .We had lunch at noon (ما ساعت ۱۲ ناهار خوردیم.)
- HAVE به عنوان فعل کمکی: (برای ساخت زمانهای کامل (Perfect) میآید).
- مثال: .I have seen that movie (من آن فیلم را دیدهام.)
- مثال: .He had left when I arrived (او رفته بود وقتی من رسیدم.)
۳. فعل DO (do, does, did)
- DO به عنوان فعل اصلی: (معنی «انجام دادن» میدهد).
- مثال: .I do my homework every day (من هر روز تکالیفم را انجام میدهم.)
- مثال: .She did a great job (او کار عالی انجام داد.)
- DO به عنوان فعل کمکی: (برای منفی کردن یا سوالی کردن در زمان حال و گذشته ساده میآید).
- مثال: .I do not like spinach (من اسفناج دوست ندارم.)
- مثال: .Did you see him? (آیا او را دیدی؟)
چرا بدون افعال کمکی، انگلیسی حرف زدن غیرممکن است؟
تصور کنید میخواهید رانندگی کنید اما ماشین شما فرمان، دنده یا پدال گاز ندارد. افعال کمکی دقیقاً همین نقشها را در زبان انگلیسی دارند.
- بدون افعال کمکی، نمیتوانید سوال بپرسید:
- جمله خبری: “.You like pizza”
- چطور آن را سوالی کنیم؟ با Do: “Do you like pizza?”
- بدون افعال کمکی، نمیتوانید جملات را منفی کنید:
- جمله خبری: “.He works here”
- چطور آن را منفی کنیم؟ با Does: “He doesn’t work here.”
- بدون افعال کمکی، در استفاده از زمانها محدود میشوید:
- شما نمیتوانید تفاوت بین “دیروز فیلم دیدم” (I saw a movie) و “تا حالا این فیلم را دیدهام” (I have seen this movie) را بیان کنید.
- نمیتوانید بگویید “دارم میروم” (I am going) یا “خواهم رفت” (I will go).
- بدون افعال کمکی، نمیتوانید توانایی، اجبار یا احتمال را بیان کنید:
- شما نمیتوانید بگویید “من میتوانم شنا کنم” (I can swim) یا “تو باید بروی” (You must go).
به طور خلاصه، افعال کمکی، اسکلتبندی جملات پیچیده در انگلیسی هستند و تسلط بر آنها، کلید خروج از سطح مبتدی و ورود به سطح متوسط و پیشرفته است.
معرفی انواع افعال کمکی در زبان انگلیسی
حالا که با اهمیت آنها آشنا شدیم، بیایید آنها را دستهبندی کنیم. ما به طور کلی سه دسته فعل کمکی داریم:
دسته اول: افعال کمکی اصلی (Primary Auxiliaries)
اینها پرکاربردترین افعال کمکی هستند و شامل سه فعل معروف Be، Do و Have میشوند.
دلیل اینکه به آنها «اصلی» میگوییم این است که این افعال برای شخص (Person) و زمان (Tense) صرف میشوند (یعنی تغییر شکل میدهند).
- Be تبدیل میشود به: am, is, are, was, were, been, being.
- Do تبدیل میشود به: do, does, did.
- Have تبدیل میشود به: have, has, had.
دسته دوم: افعال کمکی مُدال یا وجهی (Modal Auxiliaries)
این افعال، «حالت» یا «وجه» (Mood) جمله را تغییر میده دهند و نظر یا حس گوینده را در مورد یک عمل بیان میکنند (مانند اطمینان، توانایی، اجبار و …).
لیست اصلی آنها عبارتند از:
can, could, may, might, will, would, shall, should, must
دو قانون طلایی افعال مدال:
۱. این افعال هرگز برای سوم شخص s نمیگیرند (همیشه میگوییم “He can“، نه “He cans”).
۲. فعل اصلی بعد از آنها همیشه به صورت ساده (Base Form) و بدون to میآید.
دسته سوم: افعال نیمه مُدال (Semi-Modals)
اینها گروهی از افعال هستند که رفتاری بینابینِ افعال اصلی و افعال مدال دارند. معروفترین آنها عبارتند از:
ought to, used to, need to, dare
آنها مانند مدالها معنای خاصی (مثل توصیه یا عادت گذشته) به جمله اضافه میکنند، اما برخلاف مدالها، برخی از آنها to دارند (مثل ought to) یا مانند افعال اصلی صرف میشوند (مثل need to که میشود needs to).
افعال کمکی اصلی (Be, Do, Have) و کاربردهایشان
بیایید به سراغ سه تفنگدار اصلی گرامر برویم و ببینیم دقیقاً چه میکنند.
۱. فعل کمکی «Be» (am, is, are, was, were)
همانطور که گفتیم، اشکال مختلف فعل be (am, is, are, was, were, been, being) دو کارکرد کمکی اصلی دارند:
کاربرد «Be» در ساخت زمانهای استمراری (Continuous Tenses)
هر وقت در حال انجام کاری هستید یا بودهاید، Be به کمک شما میآید.
فرمول: Be + Verb-ing
- حال استمراری (Present Continuous):
- مثال: .You are learning English (شما در حال یادگیری انگلیسی هستید.)
- گذشته استمراری (Past Continuous):
- مثال: .I was watching TV when you called (من داشتم تلویزیون میدیدم که زنگ زدی.)
- آینده استمراری (Future Continuous):
- مثال: .This time tomorrow, I will be flying to Paris (فردا این موقع، در حال پرواز به پاریس خواهم بود.)
کاربرد «Be» برای ساخت جملات مجهول (Passive Voice)
وقتی فاعلِ جمله مشخص نیست یا اهمیت ندارد و تمرکز روی «مفعول» (گیرنده عمل) است، از ساختار مجهول استفاده میکنیم.
فرمول: Be + Past Participle (V3)
- حال ساده مجهول:
- مثال: .The emails are sent every morning (ایمیلها هر صبح ارسال میشوند.)
- گذشته ساده مجهول:
- مثال: .This book was written by Jane Austen (این کتاب توسط جین آستن نوشته شد.)
- آینده ساده مجهول:
- مثال: .The problem will be solved (مشکل حل خواهد شد.)
۲. فعل کمکی «Have» (have, has, had)
اشکال have، has و had برای اتصال گذشته به زمان حال یا برای نشان دادن تقدم و تاخر اتفاقات در گذشته استفاده میشوند.
کاربرد «Have» در ساخت زمانهای کامل (Perfect Tenses)
فرمول: Have + Past Participle (V3)
- حال کامل (Present Perfect): (کاری که در گذشته شروع شده و اثرش تا الان باقی است، یا تجربهای در گذشته است).
- مثال: .I have finished my work (کارم را تمام کردهام.)
- مثال: .She has never visited Japan (او هرگز ژاپن را ندیدهاست.)
- گذشته کامل (Past Perfect): (کاری که قبل از یک کار دیگر در گذشته انجام شده).
- مثال: .The train had left before I arrived at the station (قطار رفته بود قبل از اینکه من به ایستگاه برسم.)
- آینده کامل (Future Perfect): (کاری که تا قبل از زمان مشخصی در آینده تمام خواهد شد).
- مثال: .By 2025, I will have graduated (تا سال ۲۰۲۵، من فارغالتحصیل شده خواهم بود.)
۳. فعل کمکی «Do» (do, does, did)
این فعل کمکی، قهرمان زمانهای «حال ساده» و «گذشته ساده» است. در حالی که Be و Have در جملات مثبت هم دیده میشوند، Do (به عنوان کمکی) معمولاً فقط در جملات منفی و سوالی ظاهر میشود.
کاربرد «Do» برای منفی کردن جملات (Negation)
در زمان حال ساده و گذشته ساده، ما نمیتوانیم not را مستقیماً به فعل اصلی اضافه کنیم (مثلاً بگوییم “I like not”). Do این کار را برای ما انجام میدهد.
فرمول: Subject + do/does/did + not + Base Verb
- حال ساده:
- مثال: .They do not (don’t) live here (آنها اینجا زندگی نمیکنند.)
- مثال: .She does not (doesn’t) speak French (او فرانسوی صحبت نمیکند.)
- گذشته ساده:
- مثال: .We did not (didn’t) go to the party (ما به مهمانی نرفتیم.)
کاربرد «Do» برای سوالی کردن جملات (Questions)
برای سوال پرسیدن در این دو زمان هم، Do به اول جمله میآید.
فرمول: Do/Does/Did + Subject + Base Verb?
- حال ساده:
- مثال: .Do you understand? (آیا میفهمی؟)
- مثال: .Does he know the answer? (آیا او جواب را میداند؟)
- گذشته ساده:
- مثال: .Did they arrive on time? (آیا آنها به موقع رسیدند؟)
کاربرد «Do» برای تاکید در جمله (Emphasis)
گاهی اوقات Do، Does یا Did در جملات مثبت هم میآیند تا روی فعل تاکید کنند، مخصوصاً وقتی میخواهیم حرف کسی را تصحیح کنیم یا روی چیزی پافشاری کنیم.
- مثال (در پاسخ به: “You didn’t finish your homework!”):
- “.But I did finish it!” (اما من واقعا تمامش کردم!)
- مثال (برای تاکید عاشقانه!):
- “.I do love you!” (من واقعا دوستت دارم!)
افعال کمکی مدال (Modal Verbs): تغییر معنای جمله
افعال مدال، طعم و رنگ جمله را عوض میکنند. آنها نظر و نگرش گوینده را به فعل اضافه میکنند.
لیست کامل افعال مدال (Can, Could, May, Might, Must, Shall, Should, Will, Would)
این لیست اصلی افعال مدال است. بیایید ببینیم هرکدام چه معنایی اضافه میکنند.
بیان توانایی، اجازه و درخواست (Can, Could, May)
- توانایی (Ability):
- Can (حال): .She can speak three languages (او میتواند به سه زبان صحبت کند.)
- Could (گذشته): .I could swim when I was five (من میتوانستم در پنج سالگی شنا کنم.)
- اجازه و درخواست (Permission & Request):
- Can (غیر رسمی): .Can I use your pen? ( میتوانم از خودکارت استفاده کنم؟)
- Could (مودبانه): .Could you help me, please? ( ممکن است به من کمک کنید، لطفا؟)
- May (بسیار رسمی): .May I come in? ( اجازه هست وارد شوم؟)
بیان احتمال و امکان (May, Might, Could)
وقتی از چیزی مطمئن نیستیم، از این افعال استفاده میکنیم.
- May (احتمال خوب):
- مثال: .It may rain this afternoon ( ممکن است امروز بعدازظهر باران ببارد.)
- Might (احتمال ضعیفتر):
- مثال: .I might be late today ( شاید امروز دیر کنم (احتمالش کمتر است).)
- Could (امکانپذیر بودن):
- مثال: .Be careful. That dog could be dangerous (مراقب باش. آن سگ میتواند خطرناک باشد (امکانش هست).)
بیان اجبار، الزام و توصیه (Must, Should, Ought to)
- Must (اجبار قوی / نتیجهگیری منطقی):
- اجبار: .You must stop at a red light (شما باید (اجبارا) پشت چراغ قرمز بایستید.)
- نتیجهگیری: .He hasn’t eaten all day. He must be hungry (او تمام روز چیزی نخورده. باید گرسنه باشد (قطعا هست).)
- Should (توصیه / نظر):
- مثال: .You look tired. You should rest (خسته به نظر میرسی. باید استراحت کنی (توصیه میکنم).)
- Ought to (مشابه Should، رسمیتر):
- مثال: .You ought to apologize (شما باید (کار درست این است که) عذرخواهی کنید.)
بیان پیشبینی، قول و اراده (Will, Would, Shall)
- Will (پیشبینی آینده / تصمیم لحظهای):
- پیشبینی: .It will be cold tomorrow (فردا هوا سرد خواهد بود.)
- تصمیم لحظهای: .The phone is ringing. I will get it (تلفن زنگ میزند. من جواب میدهم.)
- Would (درخواست مودبانه / عادت گذشته / شرطی):
- درخواست: .Would you like some coffee? (کمی قهوه میل دارید؟)
- شرطی: .If I had money, I would buy a car (اگر پول داشتم، ماشین میخریدم.)
- Shall (پیشنهاد رسمی / آینده قدیمی):
- پیشنهاد (فقط با I و We): .It’s hot in here. Shall I open the window? (اینجا گرم است. پنجره را باز کنم؟)
افعال نیمه مدال (Semi-Modals) چه هستند؟
اینها عباراتی هستند که مانند مدالها عمل میکنند اما ساختار گرامری متفاوتی دارند (اغلب شامل to هستند).
کاربرد “Used to” برای عادات گذشته
برای بیان کاری که در گذشته به طور مکرر انجام میدادید، اما دیگر انجام نمیدهید.
- مثال: .I used to play football every day (من قبلاً هر روز فوتبال بازی میکردم (اما الان نه).)
- منفی: .I didn’t use to like vegetables (من قبلاً سبزیجات دوست نداشتم.)
- سوالی: .Did you use to live here? (آیا قبلاً اینجا زندگی میکردی؟)
کاربرد “Ought to” برای توصیه
همانطور که در بخش مدالها اشاره شد، Ought to معنایی بسیار نزدیک به Should دارد و برای بیان توصیه یا وظیفه اخلاقی استفاده میشود.
- مثال: .We ought to respect our elders (ما باید به بزرگترهایمان احترام بگذاریم.)
کاربرد “Need to” و “Dare”
- Need to (نیاز / ضرورت): این فعل مانند یک فعل اصلی رفتار میکند و برای بیان ضرورت به کار میرود.
- مثال: .You need to study more (تو نیاز داری بیشتر درس بخوانی.)
- توجه: چون فعل اصلی است، صرف میشود: “She needs to study.”
- Dare (جرات داشتن): این فعل هم میتواند کمکی (بدون to) و هم اصلی (با to) باشد.
- کمکی: .How dare you say that? (چطور جرات میکنی این حرف را بزنی؟)
- اصلی: .He didn’t dare to look back (او جرات نکرد پشت سرش را نگاه کند.)
سایر کاربردهای مهم افعال کمکی
افعال کمکی فقط برای ساخت زمان یا منفی کردن نیستند؛ آنها ترفندهای گرامری جالب دیگری هم بلدند!
ساخت تگ کوئسشن (Tag Questions)
تگ کوئسشنها سوالات کوتاهی هستند که در انتهای جمله خبری میآیند تا تایید بگیرند (معادل «مگه نه؟» یا «اینطور نیست؟»).
قانون: فعل کمکیِ جمله اصلی، در تگ کوئسشن به صورت برعکس (مثبت به منفی یا منفی به مثبت) تکرار میشود.
- مثال (Be): .She is a doctor, isn’t she? (او دکتر است، اینطور نیست؟)
- مثال (Have): .You have seen it, haven’t you? (تو آن را دیدهای، مگه نه؟)
- مثال (Do): .They don’t live here, do they? (آنها اینجا زندگی نمیکنند، درسته؟)
- مثال (Modal): .He can’t swim, can he? (او نمیتواند شنا کند، میتواند؟)
استفاده در پاسخهای کوتاه برای جلوگیری از تکرار
در انگلیسی، تکرار کردن فعل اصلی در پاسخ کوتاه، رایج نیست. به جای آن، فقط از فعل کمکی استفاده میکنیم.
- سوال: “?Do you like rock music”
- پاسخ صحیح: “.Yes, I do” (نه “Yes, I like rock music”)
- سوال: “?Are you studying”
- پاسخ صحیح: “.No, I‘m not“
- مثال در جمله: .I don’t like tea, but my sister does (من چای دوست ندارم، اما خواهرم دوست دارد.)
موافقت کردن با “So” و “Neither” (مثال: So do I)
برای موافقت با حرف شخص دیگر (گفتن “من هم همینطور”)، از این ساختار استفاده میکنیم:
- موافقت با جمله مثبت: So + Auxiliary + Subject
- شخص A: “.I am hungry” (من گرسنهام.)
- شخص B: “.So am I” (من هم همینطور.)
- شخص A: “.I love this song” (من عاشق این آهنگم.)
- شخص B: “.So do I” (من هم همینطور.) (چون love حال ساده است، از do استفاده میکنیم)
- شخص A: “.Tom has finished” (تام تمام کرده.)
- شخص B: “.So has Gina” (جینا هم همینطور.)
- موافقت با جمله منفی: Neither + Auxiliary + Subject
- شخص A: “.I am not tired” (من خسته نیستم.)
- شخص B: “.Neither am I” (من هم همینطور.)
- شخص A: “.I can’t swim” (من نمیتوانم شنا کنم.)
- شخص B: “.Neither can I” (من هم همینطور.)
- شخص A: “.I didn’t like the movie” (من فیلم را دوست نداشتم.)
- شخص B: “.Neither did I” (من هم همینطور.)
چطور چند فعل کمکی را در یک جمله استفاده کنیم؟
بله، افعال کمکی میتوانند پشت سر هم بیایند و زنجیره فعلی بسازند. این اتفاق در زمانهای پیچیده (مثل آینده کامل استمراری) یا حالتهای مجهول مدال رخ میدهد.
فرمول جملات با دو یا سه فعل کمکی (مثال: will have been)
- دو فعل کمکی:
- مثال (آینده استمراری): .She will be waiting (Modal + Be)
- مثال (حال کامل استمراری): .He has been working (Have + Be)
- مثال (آینده کامل): .They will have finished (Modal + Have)
- سه فعل کمکی:
- مثال (آینده کامل استمراری): .Next year, we will have been living here for a decade (Modal + Have + Be)
- مثال (مدال مجهول کامل): .The project should have been completed (Modal + Have + Be)
ترتیب قرار گرفتن افعال کمکی (Modal + Have + Be)
وقتی افعال کمکی پشت سر هم میآیند، یک قانون طلایی برای ترتیب آنها وجود دارد:
۱. Modal (مثل will, should) ← ۲. Have ← ۳. Be ← ۴. Main Verb
شما هرگز نمیتوانید این ترتیب را به هم بزنید.
- مثال: .He must have been thinking (Modal + Have + Be + Verb)
- مثال: .It should have arrived (Modal + Have + Verb)
- مثال: .She will be sleeping (Modal + Be + Verb)
اشتباهات رایج در استفاده از افعال کمکی (که باید از آنها دوری کنید)
تسلط بر افعال کمکی یعنی دوری کردن از این تلههای گرامری رایج:
اشتباه: استفاده از “to” بعد از افعال مدال (مثال: I must to go)
این رایجترین اشتباه است. به یاد داشته باشید، بعد از افعال مدال (Can, Must, Should…) فعل اصلی به صورت ساده و بدون to میآید.
- ❌ غلط: “.You must to study harder”
- ✅ درست: “.You must study harder”
- استثنا: افعال نیمه مدال مانند ought to، need to و used to ذاتاً to را به همراه دارند.
اشتباه: برنگرداندن فعل اصلی به حالت ساده (مثال: Did he went?)
وقتی از افعال کمکی Do، Does یا Did برای سوالی کردن یا منفی کردن استفاده میکنید، بارِ زمان (گذشته یا سوم شخص) روی دوش فعل کمکی است. فعل اصلی باید به حالت ساده (Base Form) برگردد.
- ❌ غلط: “.She doesn’t likes pizza” (فعل does نشان سوم شخص است).
- ✅ درست: “.She doesn’t like pizza”
- ❌ غلط: “.Did you went to the party?” (فعل did نشان گذشته است).
- ✅ درست: “.Did you go to the party?”
اشتباه: استفاده از (Don’t) برای سوم شخص (مثال: He don’t like)
در زمان حال ساده، باید بین do و does به درستی انتخاب کنید.
- Don’t: برای I, You, We, They
- Doesn’t: برای He, She, It
- ❌ غلط: “.He don’t know the answer”
- ✅ درست: “.He doesn’t know the answer”
جدول جمعبندی کامل افعال کمکی و کاربرد آنها
برای مرور سریع، در اینجا یک جدول خلاصه از تمام افعالی که درباره آنها صحبت کردیم، آورده شده است:
| نوع فعل | فعل کمکی | کاربرد اصلی | مثال |
|---|---|---|---|
| اصلی (Primary) | Be (am, is, are, was, were) | ۱. ساخت زمان استمراری ۲. ساخت جمله مجهول |
۱. .He is sleeping ۲. .It was built |
| اصلی (Primary) | Have (have, has, had) | ساخت زمان کامل (Perfect) | .I have eaten |
| اصلی (Primary) | Do (do, does, did) | ۱. منفی کردن حال/گذشته ساده ۲. سوالی کردن حال/گذشته ساده ۳. تاکید |
۱. .She doesn’t like it ۲. .Did you go? ۳. .I do understand |
| مدال (Modal) | Can | توانایی، اجازه (غیر رسمی) | .I can swim |
| مدال (Modal) | Could | توانایی گذشته، درخواست مودبانه، احتمال | .Could you help me? |
| مدال (Modal) | May | اجازه (رسمی)، احتمال | .It may rain |
| مدال (Modal) | Might | احتمال ضعیف | .He might be late |
| مدال (Modal) | Must | اجبار، نتیجهگیری منطقی | .You must stop |
| مدال (Modal) | Should | توصیه، نظر | .You should rest |
| مدال (Modal) | Will | آینده، قول، تصمیم لحظهای | .It will be sunny |
| مدال (Modal) | Would | درخواست مودبانه، شرطی، عادت گذشته | .Would you like tea? |
| مدال (Modal) | Shall | پیشنهاد (با I/We)، آینده رسمی | .Shall we dance? |
| نیمه مدال (Semi) | Ought to | توصیه (مشابه Should) | .You ought to go |
| نیمه مدال (Semi) | Used to | عادت گذشته | .I used to live there |
| نیمه مدال (Semi) | Need to | ضرورت | .I need to leave |
نتیجهگیری
افعال کمکی، کلمات کوچکی هستند که کارهای بزرگی انجام میدهند. آنها ستون فقرات گرامر انگلیسی برای برقراری ارتباط فراتر از جملات ساده و مبتدی هستند.
درک تفاوت بین Be، Do و Have به عنوان فعل اصلی یا کمکی، و مسلط شدن بر معنای افعال مدال (مانند Can، Should، Must)، تفاوتی اساسی در سطح زبان انگلیسی شما ایجاد میکند. این افعال ابزارهایی هستند که به شما اجازه میدهند زمانها را به دقت مهندسی کنید، جملات خود را منفی یا سوالی کنید و نگرش و احساس خود را (از اجبار گرفته تا احتمال) به کلامتان اضافه کنید.
یادگیری آنها ممکن است در ابتدا چالشبرانگیز به نظر برسد، اما با تمرین و توجه به مثالهایی که در این مقاله بررسی کردیم، به زودی خواهید دید که استفاده از آنها چقدر طبیعی و حیاتی است. تسلط بر این «کمکیها» در واقع تسلط بر بخش بزرگی از خودِ زبان انگلیسی است.










