نویسنده: حمید قارایی

چگونه کلمات زبان را حفظ کنیم؟ بهترین روش حفظ لغات انگلیسی چیست؟

تا به حال برایتان پیش آمده که کلمه‌ای را امروز یاد بگیرید و فردا طوری فراموشش کنید که انگار هرگز آن را ندیده‌اید؟ یا بدتر از آن، لیستی بلندبالا از لغات را حفظ کنید، اما در زمان مکالمه واقعی، حتی یکی از آن‌ها هم به یادتان نیاید؟ شما تنها نیستید. این چالش، دغدغه اصلی میلیون‌ها زبان‌آموز در سراسر دنیاست. مشکل از حافظه شما نیست؛ مشکل از روش شماست. در این مقاله جامع، ما قصد نداریم به شما بگوییم «بیشتر تلاش کنید»، بلکه می‌خواهیم فرمول «هوشمندانه‌تر تلاش کردن» را با هم کشف کنیم و از یک حفظ‌کننده منفعل لغات، به یک «کاربر» فعال واژگان تبدیل شویم.

فرمول طلایی: چرا کلمات را فراموش می‌کنیم و راه چاره چیست؟

مغز ما یک ماشین شگفت‌انگیز برای بقاست، نه یک هارد دیسک برای ذخیره اطلاعات بی‌مصرف. اگر به مغزتان سیگنال ندهید که یک اطلاعات (لغت جدید) مهم و حیاتی است، مغز آن را به سادگی پاک می‌کند تا فضا برای اطلاعات مهم‌تر باز شود. درک این فرآیند، اولین قدم برای هک کردن سیستم یادگیری است.

منحنی فراموشی ابینگهاوس و ضرورت مرور منظم

در اواخر قرن نوزدهم، یک روانشناس آلمانی به نام هرمان ابینگهاوس (Hermann Ebbinghaus)، کشف تکان‌دهنده‌ای کرد. او متوجه شد که ما اطلاعات جدید را به صورت تصاعدی فراموش می‌کنیم. بر اساس «منحنی فراموشی» او، اگر هیچ مروری صورت نگیرد، ممکن است شما ظرف ۲۴ ساعت اول، تا ۵۰ الی ۸۰ درصد چیزی که یاد گرفته‌اید را فراموش کنید!

راه چاره چیست؟ مرور. اما نه هر مروری. هر بار که شما اطلاعات را درست قبل از نقطه فراموشی کامل مرور می‌کنید، شیب این منحنی را ملایم‌تر کرده و اطلاعات را برای مدت طولانی‌تری در حافظه نگه می‌دارید. اینجاست که مفهوم بعدی وارد می‌شود.

سیستم تکرار فاصله‌دار (Spaced Repetition) چیست؟

سیستم تکرار فاصله‌دار (Spaced Repetition System یا SRS)، واکسن علمی برای بیماری فراموشی ابینگهاوس است. SRS یک الگوریتم یادگیری است که به جای مرور فله‌ای (مثلاً ۱۰۰ بار خواندن یک کلمه در یک روز)، مرورها را در فواصل زمانی بهینه پخش می‌کند.

چطور کار می‌کند؟

  1. کلمه جدید را یاد می‌گیرید (روز اول).
  2. سیستم (مثلاً یک اپلیکیشن) آن را فردا از شما می‌پرسد.
  3. اگر درست جواب دادید، مرور بعدی ۳ روز دیگر خواهد بود.
  4. دوباره درست جواب دادید؟ مرور بعدی ۷ روز دیگر.
  5. سپس ۱۶ روز، ۳۵ روز و…

این فواصل زمانی طولانی‌شونده، به مغز شما این پیام را می‌دهد: «هی! این کلمه مهم است! آن را نگه دار!» این کار به مراتب کارآمدتر از مرور روزانه و خسته‌کننده است.

معجزه یادگیری در متن (Context) به جای کلمات تکی

بزرگترین اشتباه زبان‌آموزان متوسط، حفظ کردن لیست‌های طولانی لغت بدون هیچ زمینه‌ای است. فرض کنید کلمه “book” را یاد می‌گیرید. آیا “book” یعنی کتاب (اسم) یا رزرو کردن (فعل)؟

  • “I read a book.” (من یک کتاب خواندم.)
  • “I need to book a flight.” (من باید یک پرواز رزرو کنم.)

وقتی کلمه را در یک جمله یا متن (Context) یاد می‌گیرید، مغز شما فقط معنی کلمه را یاد نمی‌گیرد؛ بلکه نقش گرامری آن (اسم، فعل، صفت)، هم‌نشینی‌های آن (چه کلماتی قبل و بعدش می‌آیند) و بار عاطفی آن را نیز ثبت می‌کند. کلمات تکی، آجرهای پراکنده هستند؛ کلمات در متن، بخشی از یک دیوار مستحکم‌اند.

تفاوت یادگیری فعال (Active Recall) و بازخوانی منفعل

بیایید روراست باشیم؛ هایلایت کردن کتاب یا بازخوانی لیست لغات، حس خوبی دارد اما تقریباً هیچ کمکی به یادگیری نمی‌کند. این کار، بازخوانی منفعل (Passive Review) نام دارد. شما فقط به اطلاعات «نگاه» می‌کنید و مغزتان را به چالش نمی‌کشید.

در مقابل، یادگیری فعال (Active Recall) قرار دارد. این یعنی شما فعالانه مغزتان را مجبور می‌کنید که اطلاعات را «بازیابی» کند.

مثال:

  • منفعل: نگاه کردن به فلش‌کارت که روی آن نوشته “Apple = سیب”.
  • فعال: نگاه کردن به فلش‌کارت که روی آن نوشته “سیب” و تلاش برای به یاد آوردن معادل انگلیسی آن (Apple) قبل از برگرداندن کارت.

این تلاش برای «بیرون کشیدن» اطلاعات، همان چیزی است که مسیرهای عصبی را قوی می‌کند. هر چه سخت‌تر برای به یاد آوردن تلاش کنید، قوی‌تر آن را یاد می‌گیرید.

جدول مقایسه یادگیری فعال و منفعل

ویژگی یادگیری فعال (Active Recall) بازخوانی منفعل (Passive Review)
فرآیند بازیابی اطلاعات از حافظه (تست گرفتن از خود) بازخوانی یا مرور مجدد اطلاعات (نگاه کردن)
میزان تلاش ذهنی بالا (سخت و چالش‌برانگیز) پایین (آسان و راحت)
اثربخشی بلندمدت بسیار بالا (یادگیری عمیق) بسیار پایین (فراموشی سریع)
مثال استفاده از فلش‌کارت (پاسخ را حدس زدن)، حل تمرین هایلایت کردن متن، خواندن چندباره لیست لغات

کاربردی‌ترین تکنیک‌های حفظ لغت (از مبتدی تا پیشرفته)

حالا که با تئوری آشنا شدیم، بیایید به سراغ جعبه ابزار عملی برویم. این تکنیک‌ها به شما کمک می‌کنند تا کلمات را نه فقط حفظ، که «مال خود» کنید.

تکنیک کدینگ و رمزگذاری (Mnemonic)؛ ساخت داستان‌های خنده‌دار

تکنیک یادآور (Mnemonic) یا کدینگ، یک میان‌بُر ذهنی برای اتصال یک کلمه جدید (انتزاعی) به یک تصویر یا صدای آشنا (عینی) در زبان مادری شماست. هر چه این اتصال، احمقانه‌تر، خنده‌دارتر یا عجیب‌تر باشد، بهتر در حافظه می‌ماند.

مثال (یادگیری کلمه “Miserable” به معنی “بدبخت”):

  1. صدای آشنا: “Miserable” شبیه چیست؟ شاید شبیه “میزِ رِیبل” (Rabel).
  2. داستان‌سازی: تصور کنید یک آدم بدبخت زیر یک میز نشسته و دارد آبنبات رِیبل می‌خورد و گریه می‌کند.
  3. تصویرسازی: این صحنه خنده‌دار و عجیب را با تمام جزئیات در ذهن خود ببینید.

دفعه بعد که بخواهید بگویید “بدبخت”، تصویر آن مرد زیر “میز ریبل” به یادتان می‌آید و کلمه “Miserable” بازیابی می‌شود.

یادگیری عبارات و هم‌نشینی‌ها (Collocations) به جای تک‌واژه

زبان‌آموزان مبتدی یاد می‌گیرند: “make” (انجام دادن/ساختن) و “mistake” (اشتباه).
زبان‌آموزان حرفه‌ای یاد می‌گیرند: “make a mistake” (اشتباه کردن).

آن‌ها هرگز “do a mistake” نمی‌گویند، با اینکه “do” هم به معنی “انجام دادن” است. به کلماتی که به طور طبیعی با هم می‌آیند، هم‌نشینی (Collocation) گفته می‌شود.

به جای یادگیری:
* strong (قوی) + rain (باران)
یاد بگیرید:
* heavy rain (باران شدید)

به جای یادگیری:
* fast (سریع) + food (غذا)
یاد بگیرید:
* fast food (فست فود)

یادگیری لغات به صورت “تکه‌های زبان” (Chunks) به جای تک‌واژه‌ها، سرعت و طبیعی بودن کلام شما را به شدت افزایش می‌دهد.

تکنیک ریشه‌شناسی (Etymology) برای کلمات سطح بالا

این یک تکنیک پیشرفته اما فوق‌العاده قدرتمند است. ریشه‌شناسی (Etymology) یعنی مطالعه ریشه کلمات (معمولاً از لاتین و یونانی). اگر یک ریشه را یاد بگیرید، قفل ۱۰ کلمه دیگر را باز کرده‌اید.

مثال: ریشه “Port” (از لاتین portare به معنی “حمل کردن”)

  • Transport: حمل کردن از یک سو به سوی دیگر (Trans = Across)
  • Import: حمل کردن به داخل کشور (Im = In)
  • Export: حمل کردن به خارج از کشور (Ex = Out)
  • Portable: قابل حمل
  • Support: حمل کردن از زیر (حمایت کردن) (Sup = Under)

با یادگیری ریشه‌ها، پیشوندها و پسوندها، می‌توانید معنی کلمات پیچیده آکادمیک را حتی اگر آن‌ها را قبلاً ندیده باشید، حدس بزنید.

روش کاخ حافظه (Memory Palace) برای لیست‌های دشوار

این تکنیک که توسط یونانیان باستان ابداع شد، برای حفظ کردن اطلاعات ترتیبی (مانند یک لیست خرید یا لیست کلمات) استفاده می‌شود.

  1. یک مکان آشنا را انتخاب کنید: خانه خودتان، مسیری که هر روز تا دانشگاه می‌روید، یا حتی بدن خودتان.
  2. یک مسیر مشخص کنید: مثلاً: ۱. درب ورودی ۲. جاکفشی ۳. راهرو ۴. آشپزخانه ۵. مبل…
  3. کلمات را در مکان‌ها قرار دهید: فرض کنید می‌خواهید این ۳ کلمه را حفظ کنید: (Dog, Key, Book).
    • تصور کنید یک سگ (Dog) غول‌پیکر جلوی درب ورودی نشسته است.
    • جاکفشی شما پر از کلید (Key) شده و دارند از آن بیرون می‌ریزند.
    • در راهرو، یک کتاب (Book) بزرگ روی زمین افتاده و راه را بسته است.
  4. مرور ذهنی: برای یادآوری، کافیست در ذهن خود در آن مسیر قدم بزنید. تصاویر عجیب و غریبی که ساخته‌اید، کلمات را به یادتان می‌آورند.

تصویرسازی ذهنی و درگیر کردن حواس پنج‌گانه

مغز ما عاشق تصاویر است. وقتی یک کلمه جدید یاد می‌گیرید، سعی نکنید آن را به معادل فارسی‌اش وصل کنید؛ آن را مستقیماً به یک تصویر ذهنی وصل کنید.

اگر کلمه “Lemon” (لیمو) را یاد می‌گیرید:

  • نباید یاد بگیرید: Lemon = لیمو
  • باید یاد بگیرید: Lemon

حالا آن را یک قدم جلوتر ببرید و حواس پنج‌گانه را درگیر کنید:

  • بینایی: رنگ زرد روشن و پوست ناهموارش را ببینید.
  • بویایی: بوی تند و تازه‌اش را بو کنید.
  • لامسه: سردی و سفتی‌اش را در دست حس کنید.
  • چشایی: ترشی آن را وقتی گاز می‌زنید بچشید.
  • شنوایی: صدای چکیدن آبش وقتی آن را فشار می‌دهید بشنوید.

هر چه اتصالات حسی بیشتری بسازید، آن کلمه عمیق‌تر در حافظه شما ثبت می‌شود.

ابزارها و اپلیکیشن‌های ضروری برای تثبیت واژگان

تکنیک‌ها عالی هستند، اما برای اجرای منظم آن‌ها (مخصوصاً SRS) به ابزار نیاز داریم. خوشبختانه، تکنولوژی این کار را برای ما به شدت آسان کرده است.

جعبه لایتنر (Leitner Box)؛ روش سنتی اما بی‌نظیر

جعبه لایتنر، پدربزرگ تمام اپلیکیشن‌های SRS امروزی است. این یک روش فیزیکی برای پیاده‌سازی تکرار فاصله‌دار با استفاده از فلش‌کارت‌های کاغذی و چند جعبه (یا خانه) است.

روش کار (نسخه ساده شده):

  1. ۵ جعبه درست کنید (یا ۵ قسمت در یک جعبه کفش).
  2. تمام فلش‌کارت‌های جدید را در جعبه ۱ قرار دهید.
  3. هر روز، کارت‌های جعبه ۱ را مرور کنید.
    • اگر درست جواب دادید: کارت به جعبه ۲ می‌رود (مرور هر ۳ روز).
    • اگر اشتباه جواب دادید: کارت در جعبه ۱ می‌ماند (مرور فردا).
  4. کارت‌های جعبه ۲ که درست جواب داده شوند به جعبه ۳ (مرور هر ۷ روز) می‌روند، و اگر اشتباه جواب داده شوند، به جعبه ۱ برمی‌گردند.
  5. این روند تا جعبه ۵ (مثلاً مرور ماهانه) ادامه می‌یابد.

مزیت: عمل فیزیکی نوشتن کارت و جابجا کردن آن، خود یک فرآیند یادگیری فعال و قدرتمند است.

بهترین اپلیکیشن‌های فلش‌کارت (Anki و Memrise)

اگر حوصله ساختن جعبه لایتنر فیزیکی را ندارید، این اپلیکیشن‌ها همان کار را به صورت خودکار و بسیار بهینه‌تر برای شما انجام می‌دهند.

  • Anki (انکی):
    • توضیح: انکی، پادشاه بلامنازع SRS است. یک نرم‌افزار فوق‌العاده قدرتمند، رایگان (در دسکتاپ و اندروید) و بی‌نهایت قابل شخصی‌سازی.
    • مزایا: دقیق‌ترین الگوریتم SRS، امکان اضافه کردن عکس، صدا و…
    • معایب: ظاهر کمی قدیمی و یادگیری کار با آن در ابتدا کمی زمان‌بر است (steep learning curve).
    • مناسب برای: زبان‌آموزان جدی و کسانی که می‌خواهند کنترل کامل روی فرآیند یادگیری خود داشته باشند.
  • Memrise (ممرایز):
    • توضیح: ممرایز رویکردی سرگرم‌کننده‌تر و بازی‌گونه (Gamified) به یادگیری دارد.
    • مزایا: رابط کاربری زیبا، استفاده از ویدئوهای کوتاه از بومی‌زبان‌ها، و تشویق کاربر به استفاده از تکنیک‌های Mnemonic.
    • معایب: الگوریتم SRS آن به دقت انکی نیست و برای شخصی‌سازی محدودتر است.
    • مناسب برای: مبتدی‌ها و افرادی که از طریق بازی و سرگرمی بهتر یاد می‌گیرند.

دیکشنری‌های تصویری و کاربرد آن‌ها در یادگیری

همانطور که در بخش تصویرسازی گفتیم، هدف ما قطع کردن وابستگی به ترجمه فارسی است. بهترین ابزار برای این کار، استفاده از دیکشنری‌های تصویری یا حتی جستجوی تصویری گوگل (Google Images) است.

به جای اینکه کلمه “Dog” را در دیکشنری فارسی جستجو کنید و به “سگ” برسید، آن را در Google Images جستجو کنید. مغز شما با دیدن صدها تصویر از سگ‌های مختلف، مفهوم “Dog” را مستقیماً به آن حیوان متصل می‌کند.

این روش برای کلمات عینی (Concrete Nouns) مانند (Table, Tree, Car, Food) معجزه می‌کند. برای کلمات انتزاعی (Abstract) مانند (Love, Democracy, Sadness) باید از روش‌های دیگر (مانند یادگیری در متن) استفاده کرد.

یادگیری ناخودآگاه؛ چگونه بدون دردسر دایره لغات را وسیع کنیم؟

تا اینجا در مورد یادگیری فعال (Deliberate Practice) صحبت کردیم. اما بخش بزرگی از دایره لغات ما به صورت ناخودآگاه (Subconscious Acquisition) و از طریق غوطه‌وری (Immersion) شکل می‌گیرد.

تکنیک سایه (Shadowing) با فیلم و سریال

تکنیک سایه (Shadowing) یک تمرین فوق‌العاده برای تقویت همزمان تلفظ، ریتم و یادگیری عبارات است. به طور کلی این تکنیک یکی‌ از روش‌های موثر تقویت زبان انگلیسی است.

چطور انجام دهیم؟

  1. یک فایل صوتی یا تصویری (مثلاً یک سکانس فیلم یا پادکست) با سرعت نرمال انتخاب کنید.
  2. هدفون بگذارید.
  3. همزمان با گوینده (یا با کسری از ثانیه تأخیر، مثل یک سایه) شروع به تکرار کلمات کنید.
  4. مهم: سعی نکنید فقط کلمات را بگویید؛ سعی کنید لحن، ریتم، احساسات و بالا و پایین رفتن صدا (Intonation) را دقیقاً تقلید کنید.

با این کار، شما عبارات و هم‌نشینی‌ها را بدون فکر کردن به گرامر، مستقیماً وارد حافظه عضلانی دهان و حافظه شنیداری خود می‌کنید.

یادگیری لغات با موسیقی و پادکست‌های سطح‌بندی شده

موسیقی به دلیل داشتن تکرار و بار عاطفی، ابزاری عالی برای یادگیری لغات است. آهنگ مورد علاقه خود را پیدا کنید، متن آن را بخوانید و سعی کنید با آن همخوانی کنید.

پادکست‌های سطح‌بندی شده (Graded Podcasts) منابعی هستند که مخصوص زبان‌آموزان ساخته شده‌اند. گویندگان در آن‌ها شمرده‌تر صحبت می‌کنند و از دایره لغات محدودتری استفاده می‌کنند. گوش دادن به این پادکست‌ها در حین رانندگی، پیاده‌روی یا انجام کارهای خانه، شما را به طور ناخودآگاه در معرض زبان قرار می‌دهد. البته که باید پیش از شنیدن هر پادکست سری به لیست بهترین پادکست های انگلیسی برای تقویت زبان بزنید.

تغییر محیط اطراف و برچسب‌گذاری اشیاء (Immersion)

غوطه‌وری (Immersion) یعنی زبان مقصد را به بخشی از زندگی روزمره خود تبدیل کنید.

  • برچسب‌گذاری (Labeling): برای مبتدی‌ها، چسباندن برچسب نام اشیاء (Table, Door, Mirror) روی وسایل خانه می‌تواند مفید باشد.
  • تغییر زبان دستگاه‌ها: این مهم‌ترین گام است. زبان گوشی موبایل، کامپیوتر و شبکه‌های اجتماعی خود را به زبان مقصد تغییر دهید. شاید در ۲۴ ساعت اول کمی گیج‌کننده باشد، اما شما به سرعت و به صورت عملی، کلمات حیاتی و پرتکراری مانند “Settings”, “Send”, “Delete”, “Like”, “Comment” را یاد خواهید گرفت.

خواندن گسترده (Extensive Reading) بدون وسواس روی معنی دقیق

دو نوع خواندن داریم:

  1. خواندن فشرده (Intensive): خواندن یک متن کوتاه و سخت (مثل متن کتاب درسی) و درآوردن معنی تک‌تک کلمات و تحلیل گرامر آن. (مفید اما خسته‌کننده).
  2. خواندن گسترده (Extensive): خواندن متون آسان و جذاب (مثل رمان‌های ساده‌شده، داستان کوتاه، مجله) به مقدار زیاد و برای لذت بردن.

در خواندن گسترده، قانون این است: اگر معنی کلمه‌ای را نمی‌دانید، توقف نکنید! از متن حدس بزنید و ادامه دهید. اگر در هر صفحه مجبورید بیش از ۵ بار به دیکشنری مراجعه کنید، آن کتاب برای سطح شما سخت است.
این روش، بهترین راه برای تثبیت ناخودآگاه لغات و الگوهای گرامری است.

برنامه عملیاتی و روزانه برای حفظ لغات (نقشه راه)

خب، با این همه اطلاعات چه کنیم؟ بیایید یک برنامه عملیاتی روزانه بریزیم.

روزانه چند لغت جدید یاد بگیریم؟ (قانون ۱۰-۲۰)

وسوسه یادگیری ۵۰ یا ۱۰۰ کلمه در روز را کنار بگذارید. این کار منجر به فرسودگی و فراموشی سریع می‌شود. کیفیت مهم‌تر از کمیت است.

یک قانون خوب، یادگیری ۱۰ تا ۲۰ لغت جدید در روز است. اما یک نکته کلیدی وجود دارد:
شما باید زمان بیشتری را صرف مرور کلمات قدیمی کنید تا یادگیری کلمات جدید.
اگر ۲۰ دقیقه در روز وقت دارید، ۵ دقیقه را به یادگیری ۱۰ لغت جدید و ۱۵ دقیقه را به مرور کلمات قبلی در سیستم SRS خود (مثل انکی) اختصاص دهید.

بهترین زمان‌بندی برای مرور کلمات (فرمول ۱-۳-۷-۱۵-۳۰)

اگر از اپلیکیشن SRS استفاده نمی‌کنید و می‌خواهید با دفترچه یا جعبه لایتنر سنتی کار کنید، می‌توانید از این فرمول ساده شده تکرار فاصله‌دار استفاده کنید:

  • مرور اول: ۱ روز بعد از یادگیری
  • مرور دوم: ۳ روز بعد از مرور قبلی
  • مرور سوم: ۷ روز بعد از مرور قبلی
  • مرور چهارم: ۱۵ روز بعد از مرور قبلی
  • مرور پنجم: ۳۰ روز بعد از مرور قبلی

اگر در هر مرحله کلمه‌ای را فراموش کردید، چرخه آن کلمه باید از اول (مرور روز بعد) شروع شود.

چگونه کلمات را به مکالمه و نوشتار (Output) تبدیل کنیم؟

شما یک کلمه را واقعاً یاد نگرفته‌اید، مگر اینکه بتوانید از آن در خروجی (Output)، یعنی صحبت کردن (Speaking) و نوشتن (Writing)، استفاده کنید.

  1. قانون ۵ جمله: وقتی ۱۰ کلمه جدید روز را یاد گرفتید، خودتان را موظف کنید که حداقل ۵ جمله (یا یک پاراگراف کوتاه) بنویسید که در آن از این کلمات جدید استفاده شده باشد. جملات باید شخصی و مربوط به زندگی خودتان باشند.
  2. صحبت با خود (Self-Talk): منتظر پارتنر مکالمه نمانید. جلوی آینه بایستید و در مورد روزتان صحبت کنید. سعی کنید از کلمات جدیدی که یاد گرفته‌اید، عمداً در مونولوگ خود استفاده کنید.
  3. تولید محتوا: یک وبلاگ ساده راه بیندازید، در ردیت (Reddit) یا توییتر به زبان مقصد کامنت بگذارید. مهم این است که از کلمات استفاده کنید. Use it or lose it! (استفاده‌اش کن یا از دستش بده!)

اشتباهات رایج که باعث اتلاف وقت می‌شوند

  1. حفظ طوطی‌وار لیست لغات: بدترین، خسته‌کننده‌ترین و بی‌فایده‌ترین روش. یادگیری کلمات خارج از متن، اتلاف کامل وقت است.
  2. وسواس در هایلایت کردن: هایلایت کردن به شما توهم یادگیری می‌دهد. این یک فعالیت کاملاً منفعل است و هیچ کمکی به یادآوری فعال نمی‌کند.
  3. یادگیری کلمات غیرکاربردی: لازم نیست در سطح متوسط معنی کلمه “antidisestablishmentarianism” را بدانید. روی لغات پرتکرار (High-Frequency Words) تمرکز کنید (مثلاً ۲۰۰۰ کلمه اول).
  4. ترس از فراموشی: فراموش کردن، بخشی طبیعی و ضروری از فرآیند یادگیری است. هر بار که فراموش می‌کنید و دوباره به یاد می‌آورید، آن اتصال را قوی‌تر کرده‌اید. پس فراموشی را در آغوش بگیرید!
  5. نادیده گرفتن مرور: فکر نکنید چون کلمه‌ای را امروز یاد گرفته‌اید، کار تمام است. یادگیری واقعی در مرورهای بعدی اتفاق می‌افتد، نه در یادگیری اولیه.

پرسش‌های متداول (FAQ)

اپلیکیشن‌ها به دلیل خودکارسازی فرآیند مرور بسیار کارآمدتر هستند، اما نوشتن فیزیکی برای برخی افراد بهتر عمل می‌کند.

چون آن لغت در دایره واژگان «منفعل» (Receptive) شماست و هنوز به دایره «فعال» (Productive) منتقل نشده است (با نوشتن و صحبت کردن این کار را بکنید).

در ابتدا فارسی اشکالی ندارد، اما هرچه سریع‌تر به دیکشنری انگلیسی به انگلیسی (یا تصویری) مهاجرت کنید، سریع‌تر «به آن زبان فکر» خواهید کرد.

ثبات مهم‌تر از شدت است؛ ۲۰ دقیقه مطالعه متمرکز و فعال در روز، بسیار بهتر از ۳ ساعت مطالعه فله‌ای در آخر هفته است.

اولین دیدگاه را بنویسید

برای رزرو مشاوره تلفنی رایگان و وقت تعیین سطح حضوری مشخصات خود را ثبت کنید.

کارشناسان ما در اولین فرصت با شما تماس خواهند گرفت